نوشتۀ زیر در روزنامۀ "طوفان" مورخ 3/9/1302 خطاب به سردار سپه( رئیس دولت وقت) به قلم شاعر شهید فرخی یزدی نگاشته شد؛ بی جهت فی الحال به بازخوانی آن می پردازیم:
امنیت چیست؟
قانون اساسی اصل نهم:" افراد ملت از حیث جان و مال و مسکن و شرف محفوظ و مصون از هر نوع تعرضی هستند و متعرض احدی نمی توان شد مگر به حکم و ترتیبی که قوانین مملکت معین می نماید."
اصل دهم:" غیر از مواقع ارتکاب جنحه و جنایت و تقصیرات عمده هیچ کس را فوراً نمی توان دستگیر نمود مگر به موجب حکم کتبی رئیس محکمۀ عدلیه و در آن صورت نیز باید گناه مقصر فوراً یا منتهی در ظرف 24 ساعت به او اعلام و اشعار شود."
این است معنی امنیت در مملکت مشروطه!
هرچه می گویید بگویید، هرچه می شود بشود! امنیت، تنها قلع و قمع قطاع الطریق و دزدهای گردنه نیست! امنیت، فقط منکوب کردن راهزنان کوه و بیابان و قطع ریشۀ شرارت اشرار و دزدان نیست! امنیت، به جلوگیری از فتنۀ غارتگران قوافل و تعدیات آنها تمام نمی شود. امنیت این است که افراد مردم عموماً بلااستثناء از هر نوع تعرض و خلاف مصون باشند. امنیت یعنی اهالی یک شهر اطمینان داشته باشند شب که در خانه استراحت می کنند علی الصباح در عدلیه بدون جهت کتک نخورده یا به بین النهرین تبعید نمی شوند.
...
هنگامی که جملۀ اجرای قانون در تلو بیانیۀ رئیس دولت به رخ مردم کشیده شد ما برای اینکه خواب ندیده را تعبیر نکرده باشیم خاطر نشان کردیم که باید حقیقت مقصود از نمایش این جملۀ فریبنده آشکار شود، یعنی تفسیر شود که اجرای قانون توسعۀ قدرت و ارادۀ فردی است یا حقیقتاً اجرای قوانین اساسی و مدنی!!
...
امروز ما موظف هستیم که به سردار سپه یادآوری کنیم که :
گذشته از اینکه دنیای ما نادر و ناپلئون نمی پروراند، اگر می خواهید در ردیف جهانگیران مالک الرقاب نام شما ثبت شود باید لااقل از رویه و طریقۀ ایشان پیروی نمایید. به عبارت اخری در تحت کلمۀ "اجرای قانون" با ارادۀ فردی حکومت نکنید! اقلاً تصمیمات شخصی را با قوانین جاریه منطبق نموده و برای عملیات خود موضوع و محملی بتراشید! به علاوه هنگامی که شما در زمان وزارت جنگ مطلقاً به دست خود بعضی را تنبیه می کردید شئون و حیثیت شما با آبروی مملکت مواجه نبود، ولی امروز شما رئیس دولت و حافظ امنیت ایران هستید!
کتک زدن مردم و تبعید یک مدیر روزنامه بدون هیچ محاکمه و بر خلاف قانون به شئون مملکت لطمه می زند و ما به نام ایران نمی توانیم این تند روی ها را تحمل کنیم. تصدیق می کنید که دنیا منحصر به ایران و حکومت فقط در این مملکت نیست؟ آنهایی که مقیاس ترقیات و رشد مملکت ایران را تماشا می کنند در مقابل این رفتارهای نامطبوع چه خواهند گفت؟!
آیا نمی دانید که با شئون و حیثیت یک مملکت نمی شود بازی کرد؟ آیا نمی دانید که مقررات قانون را نمی توان استهزاء کرد؟ شما اگر می خواستید با قدرت و ارادۀ فردی حکومت کنید بهتر بود که روز اول این مسئله را به عامۀ مردم بگویید تا مردم مقیاس زندگانی خود را سنجیده و ما هم نوک خامه را شکسته و به کناری برویم! شما اگر می خواهید با وجاهت سلیمان میرزا و قدرت خود این گونه اعمال را پرده پوشی کنید ممکن نمی شود!!
یا حکومت استبدادی یا اجرای قوانین مشروطیت!؟
مخلوط کردن این دو اصل به یکدیگر رنگ بردار و قابل ادامه نیست!
تصور نکنید ما به مخاطرات این گونه بیان حقایق متوجه نبوده و فی الواقع چنانکه می گویند به زندگانی خود ایمن هستیم!
نه و ما می دانیم که در قبال این صحبت ها حبس، تبعید، ضرب و شتم و هر نوع مصیبتی مستور است؛ ولی ما معتقدیم که مغلوبیت به حق گواراتر از مظفریت و غلبه کردن به باطل می باشد.
"طوفان،س3،ش37(3/9/1302):1"