تبليغاتX
گندم زار - تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود...

گندم زار

گندم بود یا سیب آخر؟؟....مهم این است در کل که به سلامت فرود آمده ایم انگار...

...و در حالی که ما، شیفتگان، به بابا نوئل کیسه بر دوش می اندیشیدیم عمو نوروز کاسه در دست به سر کوچه مان می آمد... از شیشه ماشین ها سرک می کشید... چیزکی طلب می کرد...  

پ.ن. و جوراب من هنوز پایین پای تختم آویزان است... همان جوراب قرمز...

پ.ن. آخ نماد فرهنگی شادی ما... به کجا چنین شتابان؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 16:14  توسط فاطمه   |