نافکم سر خود را بیرون آورده با استیصال هرچه تمام تر به سقف خیره شده بود و زمزمه می کرد:
"یه گهی ما خوردیم حالا همه واسه ما شاخ شدن"
.دریم دریم دریم دیم، دیم دیری دیم دیم.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 1:29  توسط فاطمه
|
گندم بود یا سیب آخر؟؟....مهم این است در کل که به سلامت فرود آمده ایم انگار...
نافکم سر خود را بیرون آورده با استیصال هرچه تمام تر به سقف خیره شده بود و زمزمه می کرد:
"یه گهی ما خوردیم حالا همه واسه ما شاخ شدن"
.دریم دریم دریم دیم، دیم دیری دیم دیم.